نگاهی بر مطالعات توانمندسازی اقتصادی زنان در ایران

توانمندسازی اقتصادی زنان برای احقاق حقوق ایشان و برابری امری محوری است. توانمندسازی اقتصادی زنان شامل توانایی زنان برای مشارکت برابر در بازارهای موجود، دسترسی و کنترل آنها به منابع تولیدی، کار مناسب، کنترل بر زمان، زندگی و بدن خود و مشارکت معنادار در تصمیمگیریهای اقتصادی در همه سطوح از خانواده گرفته تا نهادهای بینالمللی میباشد. مشارکت اقتصادی جزء لاینفک توسعه اقتصادی است و عدم بسترسازی برای مشارکت، علاوه بر نظام اقتصادی، نظام اجتماعی را نیز به چالش میکشد. از حیث کارکردی، مشارکت اقتصادی را سازوکاری برای بقا، توسعه و تعالی نظام اجتماعی میدانند. از اینرو، امروزه کمتر نوشتهای را در ادبیات توسعه میتوان یافت که از مشارکت و به صورت خاص مشارکت اقتصادی بهعنوان موتور محرکه توسعه، بحثی به میان نیاورده باشد در این ارتباط، جایگاه زنان بهعنوان نیمی از جمعیت جوامع، سرمایه انسانی نیروی کار و کنشهای اقتصادی آنان مهم است تا به حدی که در دنیای امروز یکی از نشانههای توسعه یافتگی جوامع مشارکت زنان در نظام اقتصادی بوده و دسترسی آنان به فرصتهای اقتصادی و اشتغال، بیانکننده موقعیت اجتماعی زنان در کشورهای مختلف است. واکاوی موضوع توانمندسازی اقتصادی حاکی از آن است که فهم و تحلیل کنشهای اقتصادی زنان امری پیچیده است که در اصل دلالت صرف بر عملکردها و فعالیتهای اقتصادی نداشته، بلکه با وجوه اجتماعی، فرهنگی و شناختی افراد نیز مرتبط است. بهعبارت دیگر، صرفاً توجه به رویکردهای نظری اقتصاد در تحلیل این کنش کافی نیست، بلکه تمسک به رویکردی بین رشتهای مورد تأکید است.
ایران جامعهای در حال توسعه است که به سمت مدرنیته در حرکت است. حرکت به سمت مدرنیته چالشهای بسیاری پیش رو جوامع بهویژه زنان قرار داده است. زنان ایرانی امروز به عنوان بازوان اقتصادی در بسیار از خانوادهها محسوب میشود و به دلایل فرهنگی و اجتماعی همچنان فضای جامعه برای آنان مساعد نیست ولی با این حال این گروه از جامعه روز به روز بیشتر در فعالیتهای اقتصادی مشارکت میکنند. از سوی دگیر به طور مشخص از برنامه چهارم توسعه، توانمندسازی زنان در سطح کلان مورد توجه قرار گرفته و وارد عرصه سیاستگذاری شده است. این امر سبب شده است در عرصه پژوهش نیز توجه ویژهای بر این حوزه معطوف شود. یادداشت حاضر برگرفته از مرور سیستماتیک 70 پژوهش (مقاله- پایان نامه) با محوریت توانمندسازی اقتصادی زنان در ایران طی 3 دهه اخیر است. سه نوع دستهبندی از مجموع مطالعات میسر شد: نخست بر اساس گروه هدف که شامل زنان سرپرست خانوار بود؛ حوزه تعاونیها و بنگاههای اعتبارات خرد روستایی و در نهایت حوزه اشتغال، کارآفرینی و مشاغل خانگی.
مهمترین شاخصهای اثرگذار و تکرارشونده در این حوزه مطالعاتی را میتوان در قالب جدول زیر خلاصه نمود:
نتایج پژوهشهای مرور شده نشان میدهد قابلیتهای زنان به عنوان نیمی از جمعیت فعال جامعه به خوبی شناخته، بهکارگیری و جذب نشده و باید اذعان داشت استفاده از استعدادها و خلاقیتهای زنان در مسیر تعامل اقتصادی و اجتماعی میتواند شتاب بیشتری به رشد و توسعه هر جامعهای دهد و در پیشرفت آن نقش بسزایی داشته باشد. لذا پیشنهاد میشود تا برنامهریزان بخشهای مختلف در زمینه توانمندسازی زنان در بعد اقتصادی، دسترسی زنان به اعتبارات لازم برای انجام فعالیتهای تولیدی را افزایش دهند و فناوریهای کوچک و مناسب اقتصادی در سطح شهرستانها و روستا را به زنان معرفی نمایند و زمینههای لازم برای توسعه مشاغل خانگی ایجاد و فرایندهای اضافی در پرداخت تسهیلات و هزینههای معاملاتی برای زنان (تهیه مدارک و مستندات اخذ وام و ...) را کاهش دهند. در زمینه آموزشی توانمندسازی زنان، اولویت اول را برای مواردی مثل افزایش آگاهی و شناخت درباره سازمانها و نهادهای مختلف، افزایش مهارتهای زندگی، افزایش دانش و اطلاعات درباره قوانین و مقررات مربوط به فعالیتهای اقتصادی باید در نظر گرفته شود. در زمینه افزایش توانمندی سیاستگذاری- مدیریتی زنان برنامهریزان باید اولویتبخشی به زنان در برنامهریزیهای سازمانهای ذیربط را سر لوحه کار خود قرار دهند و به جایگاه زنان در سیاستها و برنامهریزیهای کلان کشور توجه ویژهای مبذول نمایند. همچنین تلاش نمایند تا حمایت دولت در توسعه و گسترش تعاونیهای اعتباری خرد و نیز حمایت دهیاریها و شورایاریها برای تشویق زنان روستایی در تعاونیهای اعتباری خرد را جلب نمایند و به تقویت تشکلها و سازمانهای غیردولتی، شبکهها و انجمنهای زنان کمک نموده و دسترسی بهتر زنان به مراکز تصمیمگیری و مدیریتی را فراهم نمایند. از آنجا که در مواردی، وام دریافت شده به علت ناآگاهی از نحوهی کاربرد آن به هدر میرود، دورههای آموزشی و کارگاههای کارآفرینی با حضور و حمایت متخصصان امر، دربارهی چگونگی استفاده از وام در زمینههای سودآور بر اساس ظرفیت برگزار شود. بهدلیل کمبود میزان مبلغ وام بعضی صندوقها برای راهاندازی و رونق کسب و کار، بهتر است سرمایهی چنین صندوقهایی، علاوه بر تأمین از طریق اعضا، از طرق دیگر مانند اخذ تسهیلات بانکی مناسب مهیا شود.
هرچند بر مسئله بهبود وضعیت روانی و مهارتی در مطالعات این حوزه تاکید شده است، اما یکی از مهترین موضوعاتی که به نظر میرسد در پژوهشهای این حوزه مورد غفلت بوده است، تاب آوری زنان است زیرا با بالا بردن میزان تاب آوری زنان میتوان دستاوردهای بیشتری در حوزه اقتصادی نصیب زنان جامعه نمود و با تمرکز بر این موضوع میتوان چالشهای پیش رو زنان از جمله مسایلی که در ارایه تسهیلات و معرفی محصولات به بازار وجود دارد را تسهیل نمود. زنان به دلایل شرایط فرهنگی و اجتماعی از تاب آوری پایینی در برخورد با مسایل اقتصادی و شغلی برخوردارند، این در حالیست که یکی از جنبه های مهم در موفقیت شغلی و بخصوص در حوزه کارآفرینی و تولید صنایع دستی تاب آوری بالاست. همانطور که از طریق آموزشهای مستمر میتوان ذهنیتهای خلاقی را در بین زنان ایجاد کرد می توان میزان تاب آوری شغلی آنان را نیز افزایش داد.
مهسا تیزچنگ، دبیر کارگروه توانمندسازی اندیشکده بانوان، جهاد دانشگاهی الزهرا(س)
نظر شما :