پنهانبودگی زنان با تحصیلات عالی در بازار کار

سرآغاز
با وجود پیشینه طولانی کار زنان در فعالیتهایی چون کشاورزی و مشارکت آنها در فعالیتهای جمعی، ریشه کار دستمزدی و نقشآفرینی زنان در بازار کار، میراث انقلاب صنعتی است. میراثی که پیرو نیاز و خواست سرمایهداری شکل گرفت اما در بستر مدرنیته و توسعهخواهی بهتدریج تبدیل به مطالبه فراگیر اجتماعی شد. معنای کار و بستر انجام آن نیز همواره متفاوت بوده و در برهههای مختلف چانهزنیهای بسیاری بر سر تعریف مفهوم کار، تحدید گستره وظایف آن و شرایط انجام کار بهویژه برای گروههایی چون زنان و کودکان مطرح بوده است. کار کردن به معنای فعالیتی برای کسب درآمد در رویکردهای ترقیخواه به معنای کار بیرون از خانه و منبعی برای استقلال اقتصادی تعریف میشود. در سویه دیگر این طیف، رویکردهای محافظهکارانه نیز، با تعریف کار به معنای وظیفهای فراتر از وظایف مادری و همسری، ابتدا توانست نهاد خانواده را برای فعالیت زنان توجیه نموده و سپس بهتدریج بهعنوان رکنی از تقسیمکار مبتنی بر جنسیت در حیات روزمره تبدیل شود.
در این بستر، نیاز مستمر سرمایهداری و تلاش جنبشهای زنگرایانه در قرن بیستم، ادامه تحصیل و اشتغال را بهعنوان یکی از حقوق حقه زن مدرن تثبیت نمودند. در کشورهای درحالتوسعه نیز بهتبع دیرآمدگی و تاخیر در توسعهخواهی، مطالبه تسهیم عرصه عمومی برای نقشآفرینی زنان و مردان با فاصله زمانی صورت پذیرفت. اما آنچه امروز شاهد آن هستیم، نه صرف مجاز بودن فعالیت اقتصادی و اجتماعی زنان، بلکه ضرورت آن است. البته باید توجه داشت که ضرورت کار، از بررسی چیستی کار و چگونگی و کیفیت انجام آن نکاسته است.
در این نوشتار برآنیم تا به فعالیت زنان با تحصیلات عالی در دو حوزه بهظاهر دور و متفاوت بپردازیم. گروه اول، زنانی که پس از کسب مدارک دانشگاهی، به سازمانهایی در اقتصاد رسمی وارد میشوند و بخت آن را دارند که امکان تغییر و صعود پایگاه شغلی برای آنها ایجاد شود. گروه دوم زنانی هستند که در نقطه مقابل، هیچ جایگاهی در اقتصاد رسمی نداشته و در جستجوی کار و کسب درآمد راهی مشاغلی در اقتصاد غیررسمی میشوند.
اقتصاد غیررسمی، زنان و محرومیت مضاعف
طبق اعلام مرکز آمار ایران از هر ۴ زن دانشآموخته، حداقل یک زن، بیکاری را تجربه میکند. به گفته سازمان بینالمللی کار (ILO) زمانی که افراد واجد شرایط تصدی یک شغل بهویژه دانشآموختگان در شرایط بیکاری ناظر بر عدم یافتن شغل در نظام رسمی اقتصاد قرار بگیرند، در دسترسترین حوزه، اقتصاد غیررسمی است که همواره گزینههای در دسترستری دارد.
در سالهای گذشته دانشآموختگان و زنان بسیاری در جستجوی فعالیت اقتصادی راهی اقتصاد غیررسمی شدهاند. زنان فارغالتحصیل پس از ورود نسبتا آسان به اقتصاد غیررسمی، ملزم به انجام کارهایی میشوند که فارغ از قانونی یا غیرقانونی بودن آن، فاقد استانداردهای قانونی همچون بیمه کارفرما، عقد قرارداد و تبعیت از مفاد قانون کار است؛ بنابراین آنها با انجام کارهایی چون: تولید انواع خوراک و پوشاک در منزل، انجام کار دانشجویی، ارائه خدمات مراقبتی، دستفروشی و انواع کارهای توافقی برای بستگان و غیره، نقشآفرینی در دنیایی نامرئی را آغاز کردهاند که ماهیتا نادیدنی است و ارتباط روشنی با بخش رسمی اقتصاد ملی ندارد.
اقتصاد غیررسمی چیست؟
بهطورکلی میتوان گفت اقتصاد غیررسمی بخشی از اقتصاد ملی است که اغلب به تولید کالاها و خدمات قانونی در قالب شرکتهای ثبتنشده اختصاص دارد. هدف از انجام این نوع فعالیتها گریز از هر نوع نظارت قانونی، فرار از پرداخت مالیات و بیمه نیروی کار و خروج از کلیه تعهدات و الزامات قانون کار است. باوجوداینکه این بخش از اقتصاد لزوماً به فعالیتهای اقتصادی غیرقانونی اختصاص ندارد، اما میتواند دربرگیرنده اقداماتی چون تجارت مواد مخدر، اسلحه، قاچاق کالا و ارز و مواردی ازاینقبیل نیز باشد.
وجود وجه غیررسمی برای اقتصاد بهویژه در کشورهای درحالتوسعه موضوعی مورد مناقشه میان صاحبنظران است. عدهای بر این باورند که اقتصاد غیررسمی نهتنها کارکردی حتی در نظامهای سرمایهداری ندارد، بلکه یکی از تلههای دولت توسعهگراست که آن را برای پنهان نمودن برخی فعالیتهای خود ایجاد میکند. گروهی دیگر بر این باورند که اقتصاد غیررسمی با کارکرد پوشش روندهای حاشیهای همچون جذب مازاد تولیدات و گذر از موانع قانونی تولید، از ملزومات نظامهای اقتصادی پویا در جهان است (اسفندیاری و همکاران، ۱۳۹۲).
به گفته سازمان بینالمللی کار در سراسر جهان و در اقتصادهای درحالتوسعه اغلب زنانی که تحصیلات بالاتری دارند، کمتر وارد این حوزه میشوند. در واقع این حوزه بیشتر در تسلط زنانی بامهارت و سواد کمتر و اغلب مهاجر است (برگرفته از پایگاه اینترنتی روزنامه همشهری. 1397). اما در ایران آمارها حکایت از عکس بودن اوضاع دارد، بهطوریکه نرخ بیکاری زنان دانشآموخته 25.3 درصد است درحالیکه برای مردان این شاخص 12.4 درصد میباشد. برایناساس احتمال یافتن شغلی در اقتصاد رسمی برای یک زن تحصیلکرده نسبت به مردی در شرایط برابر، با افزایش تحصیلات دانشگاهی کاهش مییابد. بدینترتیب در ایران اساسا ادامه تحصیل هیچ تضمینی برای تغییر پایگاه اجتماعی-اقتصادی و مشخصا کسب درآمد ندارد.
در این شرایط باتوجهبه سهم ۷۰ درصدی زنان از دانشآموختگی در نظام آموزش عالی پیشبینی میشود که تعداد قابلتوجهی از این زنان تحصیلکرده بنا به دلایلی چون مضیقه اقتصادی و میل به دستیابی به استقلال وارد مشاغل پنهان و غیررسمی شوند. تا جایی که زنان در حرفه کارگری غیررسمی سهمی ۲۵ درصدی دارند که در برابر سهم ۱۹ درصدی آنها در اقتصاد رسمی نشان از اشتغال بیشتر آنها به کارهایی دارد که در بهترین حالت کمبهره و پرزحمت هستند. پایانبندی این گزارههای ملالآور، گزارش مرکز پژوهشهای عالی تأمین اجتماعی است که بهموجب آن ۸۰ درصد شاغلان بدون بیمه بخش صنعت و خدمات را زنان به خود اختصاص دادهاند.
حدیث مفصل این مجمل در این مقال نمیگنجد اما آنچه گذشت بهروشنی حاکی از نابرابری جنسیتی در بازار کار و تعمیق این نابرابری در مشاغل پنهان و غیررسمی دارد. زنان با تحصیلات عالی به دلیل فشار اقتصادی، بیشتر از مردان پذیرای مشاغل سخت و کمبهرهاند و در پی یافتن فرصت اشتغال به هر قیمتی هستند، هرچند نابرابر، هرچند بیثبات و هرچند نامطمئن!
اقتصاد رسمی، زنان و حاشیهنشینی
از وقوع انقلاب صنعتی تاکنون، در اکثر کشورهای جهان مردان بیشتر از زنان در بازار کار رسمی مشغول فعالیت هستند. صنایع اولیه در کشورهایی چون انگلستان، ایالات متحده آمریکا و فرانسه در قرن ۲۰م نخستین فرصتهای شغلی بهویژه برای زنان متأهل محسوب میشدند. اما این رشد چشمگیر در قرن ۲۱م بهویژه در ایالات متحده آمریکا روندی بطئی داشته تا جایی که در سال ۲۰۱۹، زنان تنها ۳۹ درصد در بازار کار مشارکت داشتهاند، درحالیکه این رقم برای سال ۱۹۹۰ حدود ۵۱ درصد بوده است.
باید توجه داشت که الگوهای اشتغال زنان و نوسانات آن همواره تحت تاثیر نقشهای جنسیتی در خانواده است، تا جایی که ۶۰۶ میلیون زن در جهان بیشتر زمان روزمره خود را صرف ارائه خدمات بدون دستمزد خانگی میکنند، درحالیکه این تعداد برای مردان حدود ۴۱ میلیون نفر است.
در کشورهای درحالتوسعه و بهویژه در ایران، به دلیل ظرفیت اندک اقتصاد رسمی و همچنین هنجار بودن «نانآوری مردان»، زنان کمتر مجال ورود به مشاغل مرتبط با تخصص تحصیلی خود را پیدا میکنند. بهطوریکه در فاصله سالهای ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۸ جمعیت شاغلین مرد از ۱۹.۹ میلیون نفر به ۲۲ میلیون نفر رسیده، درحالیکه این جمعیت برای زنان از ۳.۹ میلیون نفر به ۵.۳ میلیون نفر رسیده و نرخ مشارکت زنان در این فاصله، از ۱۲.۴ درصد به ۱۵.۵ درصد بالغ شده است (پایگاه خبری آتیه آنلاین. ۱۳۹۹).
نرخ مشارکت اقتصادی ۱۶ درصدی زنان در بازار کار رسمی، خود گواهی بر این مدعاست که در صورت پیروزی زنان بر رقبا نیز در نقشهای رسمی اقتصادی بهویژه سمتهای مدیریتی و نمایندگی فضای کسبوکار از پیشتعیینشدهای در انتظار زنان است که آنان را ملزم به نقشآفرینی با هویتی اقلیتی میکند. در اینجا با وجود افزایش بطئی شمار زنان در پستهای مدیریتی، هنوز بر سر میزان مشاهدهپذیری و قدرت نمایندگی آنها نگرانیهایی وجود دارد. کمااینکه سمتهای مدیریتی اندکشمار هستند و باقی زنان شاغل اغلب متصدی مشاغلی میشوند که در پیوند با نقشهای خانوادگی آنها اعم از مادری و همسری همچون معلمی و پرستاری است.
پنهانبودگی، فصل مشترک تجربیات شغلی زنان با تحصیلات عالی
با وجود فاصلهای که میان این دو گروه زنان شاغل در اقتصاد رسمی و غیررسمی احساس میشود و تفاوتی انکارناپذیر که در کیفیت انجام کار آنها وجود دارد، تجربه شغلی آنها دارای شباهتهایی است که در یکفصل مشترک و مشخص مفصلبندی میشود. این فصل مشترک، مفهوم «پنهانبودگی» به معنای تجربهای مستمر و مشترک در این دو حوزه شغلی برای زنان با تحصیلات عالی است. البته باید توجه داشت که «پنهانبودگی» ناظر بر «دیده نشدن فعالیت زنان» در هر یک از ابعاد اقتصاد شامل رسمی و غیررسمی، از اقتضائات متفاوتی برآمده و وجوه عینی متفاوتی نیز خواهد داشت.
همچنین وجه دیگر اهمیت طرح این دو حوزه در کنار یکدیگر، رابطه همتکمیلی آنان است. به طوری که اگر نرخ مشارکت اقتصادی ۱۶ درصدی زنان با تحصیلات عالی در بخش رسمی -معادل یکپنجم مردان- با وجود مشارکت تحصیلی ۷۰ درصدی آنها تعجببرانگیز باشد، تنها راه باقیمانده برای کسب درآمد، اقتصاد غیررسمی با ۳ میلیون فعال زن است (هزاره مقدم. ۱۳۹۸). این در حالی است که بحرانهایی چون تحریم و کرونا، به سبب نامطمئن بودن شرایط کار، اوضاع را برای زنان دشوارتر میکند، تا جایی که از زمستان ۹۸ در زمان همهگیری کرونا هستیم، ۱۴۵ هزار زن نسبت به زمان مشابه در سال قبل بیکار شدهاند (خبرگزاری ایلنا. ۱۳۹۹).
در اقتصاد رسمی در طیف گستردهای از مشاغل، استیلای هنجارهای مردانه در الگوهای کار منجر به پنهانبودگی نقش زنان با تحصیلات عالی میشود. در واقع، فضای کسبوکار سالهاست که توسط نسلهای متعددی از مردان در تعامل با یکدیگر ساخته شده و کاربران این فضا نیز اغلب مرد بودهاند. زنانی که اغلب پیرو کسب مدارک دانشگاهی، داوطلب تصدی نقشهای حرفهای میشوند، پنهانبودگی را ناظر بر بازتعریف هویت خود در چارچوب الگوهای مردانه کار تجربه میکنند؛ که این تنها وجه پنهانبودگی نیست، اگر نابرابری در پاداش و ارتقاء سازمانی را نیز در نظر بگیریم.
برای زنان شاغل در بخش غیررسمی نیز، ماهیت شغل اساسا نظارتناپذیر بوده و صرف حضور در آن دال بر جداافتادگی از اقتصاد رسمی و پنهان ماندن فعالیت اقتصادی و آثار آن است. پنهانبودگی در اینجا، به معنای شغلی زیرزمینی و فاقد هرگونه حق بیمه، امکان مشارکت اجتماعی و مفاد مربوط به قانون کار است.
بر اساس آنچه گذشت، زنان با تحصیلات عالی در جریان فعالیت اقتصادی، چه در عرصه رسمی اقتصاد و چه در حوزه غیررسمی آن، همواره نوعی از نامرئیبودن را تجربه میکنند که با استمرار و تبدیلشدن به یکروند، در طول زمان پدیده «پنهان بودگی زنان» شکل میگیرد.
سخن پایانی
شاید مرور و بازخوانی آمار تنها نقطه شروعی برای طرح این مسئله باشد که جایگاه زنان در بازار کار -رسمی و غیررسمی- کجاست؟ و ویژگیهای این جایگاه چه شرایط و پیامدهایی برای جامعه زنان دارد؟ در پاسخ به این سوالات و در مسیر ارائه یک تحلیل ساختاری، باید مقتضیات اقتصادی را در ارتباطی وثیق با مسائل فرهنگی دید. در واقع همانطورکه بازماندگی شغلی زنان در بازار رسمی کار و پیوستن آنها به مشاغل پنهان میتواند دلیل فرهنگی داشته باشد، استمرار فعالیت در مشاغل پنهان نیز زیر چتر هنجارهایی چون «کار زن برای زن» و «اولویت مرد بهعنوان نانآور» پشتوانههای فرهنگی قدرتمندی دارد.
در این وادی، در کنار کمشمار بودن فرصتهای اشتغال رسمی، تلاش سیاستگذار برای استیلای هنجارهای فوق در توسعه اشتغال پنهان در قالبهایی چون مشاغل خانگی که اغلب وابسته به سرمایههای خرد و وامهای بیپشتوانه است، در بهترین حالت، تسکین موقت وضع وخیم موجود است. این نوع مشاغل که اغلب در بازاریابی دشواریهایی را تجربه میکنند، بهراحتی بار بیکاری زنان دانشآموخته را به بخش غیررسمی واگذار میکنند. در ادامه مشاهدهناپذیری زنان در این مشاغل که ماهیتا پنهان، محدود و کمبازده هستند، روزبهروز تشدید شده و استیفای حقوق ایشان دشوارتر خواهد شد. بهعبارتدیگر زنان به این مشاغل وارد میشوند، کار میکنند و حذف میشوند، بیآنکه کسی متوجه شود.
این وضعیت در مشاغل رسمی، همچون زنان در مناصب مدیریتی نیز به گونه دیگری وجود دارد. برایناساس زنان با سهمی حداقلی از بازار کار رسمی که بخش قابلتوجهی از آن را مشاغل مرتبط با نقشهای خانوادگی تشکیل میدهد، نوع دیگری از پنهانبودگی یا عدم مشاهدهپذیری را ایجاد میکند. در این میدان، زنان یا به مشاغل شبهخانوادگی خود اشتغال دارند و یا در صورت اشتغال در پستهای مدیریتی، اغلب تشویق به تمرکز بر حوزههای زنانه میشوند. هرچند که نقشآفرینی در مدیریت کشوری در هر سطحی وظایف و مشکلاتی فارغ از جنسیت، برای فرد متصدی ایجاد و ایجاب میکند. اما مسئله در جایی روشنتر میشود که خود زنان نیز هویت مدیریتی خود را با ارجاع به هنجارهای مدیریت مردانه و از پیش موجود تعریف میکنند و حتی در توصیف موفقیتهای چشمگیر خود و دیگر همتایان خواهند گفت: «ما خودمون یه پا مَردیم!»
در ادامه استیلای هنجار «کار زن برای زن» در ارزیابی پیامدهای عملکرد مدیر زن نیز آن را برای جامعه زنان مفید یا مضر میدانند. برایناساس مدیر یا نماینده زن از زمان انتخاب و تصدی پست مدیریتی و یا نمایندگی، در ارتباط با / برای زنان ارزیابی میشود. بدین ترتیب جنسیت بهعنوان عاملی اثرگذار و یا حتی صفتی پایدار برای مدیریت زنان به شمار میآید و پیرو آن پنهانبودگی برای شخص مدیر زن و جامعه مورد تعامل وی وضعیتی مستمر و مستتر به شمار میرود.
بنابراین میتوان اینچنین نتیجه گرفت که علاوه بر فشارهای روزافزون اقتصادی، غلبه هنجارهایی چون «کار زن برای زن» و «نانآوری مردان» عرصه اشتغال را برای زنان روزبهروز تنگتر، اثر نقشآفرینی زنان را کمرنگتر و نام آنها بهعنوان ایفاگران نقشهای شغلی محو و پنهان میکند.
به قلم: دکتر لیلا عربسرخی، دکترای جامعهشناسی، پژوهشگر
منابع:
- اسفندیاری، علیاصغر و همکاران. (۱۳۹۲). اقتصاد غیررسمی، خانهداری و عوامل موثر بر آن. مطالعات اجتماعی-روانشناختی زنان. سال ۱۲. شماره ۴. صص: ۱۱۴ – ۹۱.
- اشرفی، محمد. (۱۳۹۷). ۶۱ درصد شاغلان جهان در اقتصاد غیررسمی فعالیت میکنند. قابلمشاهده در: hamshahrionline.ir/x5sxp
- پایگاه اینترنتی توسعه ایرانی. قابلمشاهده در: https://www.toseeirani.ir/fa/tiny/news-15416
- پایگاه اینترنتی خبرگزاری ایلنا. (۱۳۹۹). زنان همچنان مشاغل خود را از دست میدهند. قابلمشاهده در: https://www.ilna.news/fa/tiny/news-895927
- پایگاه خبری آتیه آنلاین. (۱۳۹۹). آخرین وضعیت اشتغال و بیکاری زنان در مناطق شهری و روستایی. قابلمشاهده در: atiyeonline.ir/news/5452/
- نجمآبادی، افسانه. (1399). ترجمه: شیرین کریمی. چرا شد محو از یاد تو نامم. نشر بیدگل: تهران
- هزاره مقدم، نسرین. (۱۳۹۸). در تب کرونا کسی به فکر زنها نیست. قابلمشاهده در: https://www.ilna.news/fa/tiny/news-881677
نظر شما :